دكتر مصطفي مرادي

عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي آذربايجان غربي

مرگ و مير كلني هاي زنبورعسل در فصل زمستان يكي از معضلات بسيار مهم زنبورداري در طول تاريخ آن است. همواره تعدادي از كلني ها دچار تلفات زياد شده يا اينكه كل كلني بطور كامل از بين مي رود. اين مسئله همواره زنبورداران را با نگراني و ترس همراه نموده است، چرا كه امكان دارد در آغاز فصل بهار تعدادي از كلني هايشان نابود شده باشند. علي رغم شناسائي بسياري از عوامل بيماريزا و خطر ساز زنبورعسل در فصول مختلف سال، هنوز بسياري از عوامل تلفات زمستانه تشخيص داده نشده اند وگاهي علي رغم انجام تمام اقدامات لازم، باز تلفات زنبوران در فصل زمستان مشاهده مي گردد. بطوريكه در بسياري از ممالك پيشرفته هم تلفات نيمي از زنبوران يك كلني و تلف شدن 10 درصد كل كلني هاي يك زنبورستان امري عادي تلقي مي شود، لذا تلفات زنبورعسل در فصل زمستان پديده اي تقريباً پذيرفته شده مي باشد. البته علت اصلي اين پذيرش، هميشگي بودن و عدم شناسائي عاملي براي آن است، چرا كه در صورت مشخص شدن عامل آن، درمان و مبارزه مناسب صورت مي گرفت. به نظر مي رسد كه در اين پديده عوامل متعددي دخالت داشته باشند كه در ادامه اين نوشته به تعدادي از آنها اشاره خواهد شد.

 

با توجه به اهميت مديريت كلني هاي زنبورعسل در فصل پائيز و نقش آن در قدرت زمستان گذراني كلني ها و اقدامات لازم در جهت بهبود اين نوع مديريت، در اين نوشته اقدام به معرفي عوامل خطرساز كلني هاي زنبورعسل و نحوه مديريت صحيح كلني ها در فصل پائيز و زمستان شده است.مديريت زنبورعسل، منطبق بر زندگي آن، فصلي بوده و هر فصلي اقتضاي خود را دارد. بطوريكه مديريت كلني ها در فصل بهار و تابستان با مديريت آنها در پائيز و زمستان تفاوت بسياري داشته و بدون اطلاع از خصوصيات كلني ها در اين فصول نمي توان بطور صحيح آن را مديريت نمود و ناخواسته مشكلاتي در كلني ها ايجاد خواهد شد كه جبران آنها بسيار مشكل و چه بسا غير ممكن خواهد بود.
از آنجا كه در اكثر زنبورستانهاي ايران همكاران دامپزشك نقش زيادي در مبارزه و كنترل بيماريها و آفات زنبورعسل ندارند و اغلب خود زنبورداران اقدام به مبارزه با بيماريها و مشكلات بهداشتي كلني ها مي نمايند و دامپزشكان غالباً در جريان بسياري از عوامل خطر ساز كلني هاي زنبورعسل و نحوه مبارزه با آنها قرار نمي گيرند و همواره مواجه با تلفاتي در زنبورستانها مي شوند كه هيچ عاملي را براي آنها پيدا نخواهند كرد، چرا كه جستجوي عامل بيماري در كلني هاي خالي از جمعيت كار بسيار مشكل و حتي غير ممكن است. در نتيجه همكاران دامپزشك بايستي با عوامل خطر ساز كلني هاي زنبورعسل در فصول مختلف سال آشنائي پيدا كرده و راههاي مبارزه و كنترل آنها را در دستوركار خود قرار دهند.

عوامل خطر ساز كلني هاي زنبورعسل در فصل پائيز و زمستان
منظور از عوامل خطر ساز كلني ها در فصل پائيز و زمستان عواملي هستند كه با توجه به شرايط فصلي و فعاليت كلني ها در اين فصول خود نمائي كرده و زمينه بروز آسيب به كلني را فراهم مي نمايند. بسياري از اين عوامل در بهار و تابستان هم حضور داشته اند ولي رفتارهاي بهداشتي و رشد مناسب كلني ها و اقدامات زنبوردار باعث كنترل آنها مي شود، ولي به محض كاهش فعاليتهاي چراگري و ذخيره سازي عسل در كلني ها، ميزان زاد و ولد كلني هم كاهش يافته و رشد جمعيت متوقف مي گردد و در برابر عوامل خطر ساز ضعيف خواهد شد. از سوي ديگر با كاهش دماي محيط و شروع فصل سرما زنبورها در روي قابهاي حاوي مواد غذائي تشكيل خوشه مي دهند و ارتباط تنگاتنگي با همديگر پيدا مي كنند و زمينه مناسبي براي انتقال عوامل بيماريزا بين آنها فراهم مي شود. همچنين قابهاي خالي و نيمه پركه بوسيله زنبورها پوشيده نمي شوند، براحتي مورد تهاجم آفاتي از جمله پروانه موم خوار قرار مي گيرند.

مهمترين عوامل خطر ساز كلني ها در فصل پائيز و زمستان :
1. عوامل بيماريزا و آفات:
عوامل بيماريزا و آفات بويژه انگلها از تهديدات بسيار مهم كلني ها در فصل پائيز و زمستان مي باشند. به گونه اي كه اين عوامل قادرند يك كلني آلوده را در طول زمستان از پاي در آورده و جمعيتي را براي شروع فصل بهار باقي نگذارند. مهمترين انگل هاي كلني ها مايت هاي واروآ، آكاراپيس وودي و تك ياخته نوزما مي باشند. مايت واروآ در طول فصل بهار و تابستان بيشتر در داخل سلولهاي حاوي شفيره زندگي كرده و موجب آسيب به نوزادها مي گردد كه با توجه به رشد زياد كلني در اين فصول، كاهش جمعيت كلني چندان مشخص نخواهد بود و با رفتارهاي بهداشتي زنبورها تا حدودي كنترل مي گردد. البته برخي مواقع شدت آلودگي واروآ به اندازه اي است كه در فصل بهار و تابستان هم كلني با خطر نابودي مواجه خواهد شد. ولي هنگامي كه در فصل پائيز و زمستان پرورش نوزاد كاهش يافته و يا متوقف مي گردد مايت هاي واروآ در روي زنبوران بالغ به سر برده و از همولنف آنها استفاده مي كنند كه موجب ضعف زنبورها و كاهش طول عمر آنها مي گردند و از سوي ديگر با توجه به عدم توليد زنبور جديد در فصل زمستان، ماندگاري كلني در اين فصل كاملاً وابسته به جمعيت موجود مي باشد، لذا كاهش كمترين ميزان جمعيت كلني نقش بسيار مهمي در ادامه حيات آن خواهد داشت؛ بطوريكه احتمال بسيار كمي دارد كه كلني هاي آلوده به مايت واروآ، فصل بهار را با موفقيت شروع نمايند. در نتيجه مديريت مبارزه با مايت واروآ در فصل پائيز نقش حياتي در بقا كلني دارد.
انگل ديگري كه نقش بسيار زيادي در كاهش جمعيت يك كلني دارد تك ياخته نوزما است كه با توجه به آلودگي زنبوران بالغ تأثير بسيار زيادي بر قدرت يك كلني در فصل زمستان دارد. اين انگل با زندگي در داخل روده زنبوران بالغ باعث تخريب ديواره روده و جلوگيري از جذب مواد غذائي و نهايتاً كاهش طول عمر آنها مي گردد. از سوي ديگر در صورت آلودگي زنبوران بالغ با اين تك ياخته، غدد ژله رويال ساز آنها رشد مناسب نكرده و توليد اين ماده به ميزان زيادي كاهش مي يابد، لذا در كلني هاي آلوده به اين انگل ميزان پرورش نوزادان كاهش چشمگيري خواهد يافت و در نهايت منجر به كاهش ميزان جمعيت كلني خواهد شد و اين كلني ها در فصل پائيز و زمستان دچار مشكل خواهند شد. بطوريكه اكثر اين نوع كلني ها بندرت فصل زمستان را با موفقيت سپري كرده و به فصل بهار مي رسند. از سوي ديگر زنبوران مبتلا به نوزما مدفوع خود را در داخل كلني يا اطراف دريچه پرواز دفع مي كنند كه منبع بسيار مهمي از آلودگي براي فصول آينده است. بطوريكه كلني هائي كه در بهار آلوده بوده اند ولي بخوبي درمان نشده و كندوها و وسايل زنبورداري ضدعفوني نشده اند در فصل زمستان دچار آلودگي شديدتري شده و اكثر جمعتشان از بين خواهد رفت و بيشتر اين كلني ها بهار را آغاز نخواهند كرد.

2. عوامل تغذيه اي:
با توجه به كاهش يا عدم امكان چراگري زنبورعسل در فصول پائيز و زمستان، زندگي زنبورعسل در اين فصول كاملاً وابسته به ميزان ذخاير غذائي موجود در كندوست. هر اندازه يك كلني ميزان ذخيره اي بيشتري در اختيار داشته باشد به همان ميزان در ادامه حيات در زمستان موفق خواهد بود. هر كلني متوسط در فصل پائيز و زمستان به حداقل 25 كيلو عسل نياز دارد و با توجه به اينكه گرده در كنار سلولهاي حاوي عسل و لارو و نوزاد ذخيره مي گردد لذا تخمين ميزان دقيق آن دشوار است ولي يك كلني در فصل پائيز و زمستان به ميزان حداقل 4 الي 6 قاب حاوي گرده تنها يا گرده همراه با عسل نياز دارد. بدليل اينكه گرده گل تنها منبع پروتئين و مواد معدني زنبورعسل است، لذا كمبود آن در كلني موجب كاهش ذخاير پروتئين و مواد معدني بدن زنبورها مي گردد و اينگونه زنبورها از نظر اندازه كوچك بوده و نسبت به زنبوران طبيعي داراي طول عمر كوتاهتري مي باشند. اين امر در فصل زمستان تأثير بسيار زيادي روي قدرت زمستان گذراني كلني ها دارد. مهمتر از همه اينكه زنبوراني كه دچار كمبود پروتئينند در مقابل عوامل بيماريزا بسيار حساس بوده و با كمترين آلودگي از پاي در مي آيند و همچنين اين زنبوران داراي غدد ژله رويال ساز ضعيفي بوده و در تغذيه نوزادان و ملكه ها ناتوان خواهند بود. بسياري از زنبورداران بدون توجه به نيازهاي واقعي كلني اقدام به برداشت ميزان بسيار زيادي از ذخاير كلني ها مي كنند و به جاي مواد طبيعي كه مملو از عناصر مغذي و لازم براي زنبورعسلند، موادي از جمله شربت شكر خالي را به كلني ها مي دهند كه از نظر مواد مغذي بسيار فقير بوده و كفاف نيازهاي غذائي كلني را نخواهند كرد، در نتيجه كلني مواجه با كمبود مواد مغذي بويژه كربوهيدراتها و پروتئين مي گردد و نهايتاً طول عمر آن كاهش مي يابد و قادر به ادامه حيات تا آغاز فصل ديگر نخواهد بود و زنبورداران در ابتداي فصل بهار مواجه با كندوهاي خالي از جمعيت خواهند شد.

3. عوامل محيطي:
عوامل محيطي هم جزو مهمترين عوامل خطر ساز زنبورعسل در فصل پائيز و زمستان هستند. برودت هوا يكي از عواملي است كه كلني هاي زنبورعسل را در فصل زمستان با خطر نابودي مواجه مي كند. گاهي زنبوران عسل در اثر كاهش شديد دما در داخل كندوهايشان يخ زده و بطور كامل از بين مي روند، البته اين پديده در كلني هائي كه در اثر عوامل بيماريزا و تغذيه اي دچار كاهش جمعيت شده اند شدت بيشتري دارد، لذا عوامل محيطي در كلني هاي قوي كمتر از كلني هاي ضعيف مؤثر خواهند بود.

4. كمبود جمعيت كلني
در ابتداي فصل پائيز يك كلني هر قدر قوي باشد به همان ميزان در مقابله با شرايط نامساعد دوران زمستان گذراني موفق خواهد بود. كلني هاي ضعيف علاوه بر ناتواني در مقابله با عوامل محيطي، براحتي مورد تهاجم انگلها و آفات زنبورعسل قرار مي گيرند و در كوتاه مدت دچار كاهش شديد جمعيت شده و در نهايت تلف خواهند شد. زنبورداران بايد قبل از بردن كلني ها به دوره زمستان گذراني كلني هاي ضعيف و بدون ملكه را باكلني هاي قوي ادغام نمايند. اينكار بايد در مواقعي انجام پذيرد كه كلني ها به مرحله خوشه سازي نرسيده باشند چرا كه در اين مدت دستكاري كلني مشكلات زيادي را براي آن ايجاد مي كند. در صورتيكه زنبورداري مايل به ادغام كلني ها نيست مي تواند كلني هاي ضعيف را روي كلني هاي قوي طوري قرار دهد كه كلني ضعيف در اثر گرماي حاصل از كلني قوي زمستان را بخوبي بگذراند. اين كار به اين شكل انجام مي پذيرد كه دو لايه تور سيمي را كه زنبوران كارگر قادر به عبور از آن نيستند به فاصله 1 الي 2 سانتي متر از همديگر روي كلني قوي قرار داده و كلني ضعيف را روي آن قرار مي دهند و يك دريچه پرواز را براي كلني ضعيف تعبيه مي كند. در اين حالت زنبوران هر دو كلني هيچگونه ارتباط فيزيكي با همديگر نداشته و گرماي حاصل از كلني قوي باعث گرم ماندن كلني ضعيف خواهد شد.

 

براي دانلود متن كامل مقاله به صورت pdf لطفا كليك كنيد

کاربران
1
مطالب
147
نمایش تعداد مطالب
175698